علی رحمانی | Ali RAHMANI

آدرس برای انتشار مقالات، خاطرات و دلنوشته‌های شخصی

همسایه‌داری ایران

در اسارت مرزبانان ایرانی هستیم، شب است و تاریکی مطلق حکم‌فرماست، لشکری از افغانی‌ها را مثل گوسفند روی زمین خوابانده و فحش‌های رنگارنگ نثار شان می‌نمایند. تلاشی‌ای کیف‌های ما که جز بوتل آب و لباس چیزِ دیگری داخل‌اش نیست شروع می‌شود، نوبت تلاشی به من می‌رسد و تلفن هوشمند و کتابچه‌ی یاد داشتم را جدی می‌گیرد. در میان حدود پنج‌صد نفر که تنها گروهِ جداگانه‌ای بودیم، اکثریت تلفن هوشمند دارند اما کتابچه‌ی یاد داشت به آن بزرگی را فقط من باخود حمل میکنم. سرباز با لحن تهدیدآمیز می‌گوید" حرومزوده رمز تلفنت چنداست". باترس و لرز قفل تلفن‌را می‌گشایم. فیسبوکم لوگ‌اوت است اما توییترم را با فایلی‌که در آن کتاب‌های زیادی داشتم چک می‌کند. آن‌طرف‌تر سربازدیگری یاد داشت‌هایم را از روی کتابچه میخواند. دقایقی نمی‌گذرد آنی‌که تلفن را بررسی می‌کرد دوباره به زبان توهین‌آمیز صدایم می‌کند جلو بیا. میروم می‌گوید" در افغانستان چکاره بودی". بی‌کسی‌ها و تمام بدبختی‌های که در طول عمرم چشیده‌ام مرا در همین لحظه مجبور به گفتن این پاسخ می‌کند: «هیچی‌هم نبودم. یک آدم بدبخت و بی‌وطن و همیشه آواره». پاسخم قناعت سرباز را بدست نمی‌آورد تندتر برخورد می‌کند می‌گوید" آقای گاو مگر یک بدبخت و آواره چطور میتونه چنین چیزهای را در توییت بنویسه و از همچون کتاب‌های سر در بیاوره". ناامیدی و ترس زبانم‌را لال ساخته است و نتوانستم چیزی بگویم. از آنسوتر صدای سربازی می‌آید" توی این دفتر هم چیزهای زیادی نوشته که گیج‌وپیج است". سپیده دمِ صبح خودنمای می‌کند و کم‌کم هوا روشن میشود می‌بینم که بچه‌هارا با تیر زخمی کرده و دو فرد دیگر را کشته است. در میان زخمی‌ها خانمی هم میان خون و درد پیچ‌وتاب میخورد و همه‌ی زخمی‌ها در گوشه‌های لمیده‌اند! 

فکر می‌کنم درک این حالت‌ها که مملو از ذلت و خواری میباشد، آسان نیست. چه کسی و چه چیزی مارا به آن روزها می‌کشاند؟ آوارگی و مهاجرت تنها علت‌های سیاسی و اقتصادی ندارد بل علت‌های زیادی وجود دارد که یک انسان اوج تحقیر و ذلت‌را تجربه می‌کند. چه دنیای پستی!

ایران برویم که چه بشود، همان شکم‌چلانی هستیم که تمام خواست‌های فکری مان سرکوب خواهد شد. از رشد فکری خبری نیست و از کتاب دور میشویم و فرصت فکر کردن نیز از دست میرود و ذره‌ای جایگاه و پایگاه اجتماعی نداریم و مجبورانه مثل خر کار کنیم و فقط بخوریم و بخوابیم و دیگر هیچ. ظلم و ستمِ بزرگتر از این در جهان وجود ندارد!! سخت‌تر از آن، تحمل درکِ این وضعیت است. کاش نه حقارت را می‌فهمیدیم نه اهمیت آزادی و جایگاه و پایگاهِ اجتماعی را.

خالق حسن‌یار

علی رحمانی ، شنبه ۱۴۰۰/۰۶/۲۷ ، 7:29
گالری عکس
آخرین اخبار وب
برای جدیدترین خبرها این‌جا کلیک کنید
تبلیغات
بیوگرافی

وبلاگ علی رحمانی به منظور نشر مقاله‌های علمی، خاطرات و دلنوشته‌های شخصی در حوزه‌های مختلف راه‌اندازی شده‌است. من تلاش خواهم کرد مهمترین مطالب را اینجا انتشار دهم که نیاز مبرم روز بوده و ارزش صرف وقت تانرا داشته باشد.
لطفا لینک وبلاگ ما را از طریق شبکه‌های اجتماعی برای دوستان تان به اشتراک بگذارید!
کدهای وبلاگ
2024 © تمامی حقوق مطالب متعلق به نایس‌میدیا می‌باشد | طراحی شده توسط

بلک تم